تبليغاتX
تفکرات و شاید اعتقادات و سوالات من

تفکرات و شاید اعتقادات و سوالات من

 

برای خدا باش

 

همین

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 16:47  توسط انسان   | 

 

              به این اعتقاد کامل پیدا کردم که

 اگه یه قدم به سوی خدا  بری ده قدم به طرفت میاد

 

عاشقشم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 22:43  توسط انسان   | 

نمی دونم افکارم تغییر می کنه یا نه اما امروز میدونم که

میدونم که سکوت خیلی خوبه و خیلی از مشکلاتت رو حل می کنه و جلوی خیلی از بیماریهای روانی و کینه و خصومتها رو میگیره

این رو می دونم که هر جایی چیزی رو نباید گفت و خیلی از افراد ارزش شنیدن حرفهات رو ندارن

میدونم که نباید مشکلاتم رو به گردن یکی دیگه بندازم در صورتی که می دونم خودم درمان خومم .

می دونم که مسخرم می کنن و تشویقم می کنن ، خوبیم رو میگن و بدیم رو

اما در همه این ها باید لبخندی بزنم و سکوت کنم

و می دونم وقتم بسیار با ارزشه اما بیشتر به جای عمل کردن همش به فکر بعدیم تا الآن

می دونم که غیبت کردن نشانه ضعفه (یادمه سخنی از امام علی بود که تو نهج البلاغه گفته بود )هر چقدر هم بد کسی رو بگی چیزی از اون کم نمیشه و فقط ارزش خودت میره

می دونم برای درمان مشکلاتم باید عمل و رفتارم یکی باشه و بتونم با رفتارم و کم حرف زدن و ادعانکردن آروم شم و مشکلاتم رو حل کنم

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:5  توسط انسان   | 

نمی دونم تا حالا شده فکر کنی که کارات ریا کارین یا برای خودنمایی انجامشون می دی

تاحالا شده کارایی می کنی برای مظلوم نمایی باشه

بدترین لحظه زندگی نمی دونم کی می تونه باشه ولی الآن فکر می کنم بدترین زمان زندگی اینه که به خودت هم دروغ بگی ، بدونی کارات برای ریاست کارات برای خودنمایی و جلب توجه و برای مظلوم نمایی است اما نخوای درستش کنی . فکر کنی این کار خوبه

نمی دونم ریاست یا خودنمایی یا مظلوم نمایی ؟

یکی بهم گفت تو فقط دوست داری گریه کنی چون گریه رو دوست داری اما مهم نیست چه اتفاقی برات افتاده  . شاید درست می گفت

مگه آدم چقدر می تونه تحمل کنه هروز یه حرف شنوه و به روی خودش نیاره اگه شاد باشی پر انرژی میگن لوس شدی . به خودشون میگن کمتر تحویلش بگیریم خطرناک نشه

اگه غمگین باشی میگن داره خودنمایی می کنه

اگه حرف بزنی و تحویل بگیری میگن پسر خاله شده

اگه تحویل نگیری میگن شعور اجتماعی نداره

کاش آدما به اون چیزایی که می گفتن عمل می کردن

کاش آدما حرفاشون با عملاشون یکی بود

کاش ذهنشون و عقلشون یکی بود

کاش

آخه اگه می خوای یک رو باشی چرا دورری ؟ چرا غیبت می کنی ؟

این روزا زندگیم داغون بود ، آخه خیلی به هم ریختم

هی یه چیز خاصی میشنوم

تنهایی رو دوست دارم

هیچکس نمی فهمه چمه

آخ

خدا

                         مهربونم

                                  دوستم

                                         رفیقم

آخ

اگه تو نبودی

اگه نبودی ...

کاش یه کم قدرتو می دونستیم خدا

من نمیخوام بد باشم . نمی خوام .....

میگن به چیزایی که می خوای فکر کن

پس دوست دارم بی بهانه دوست داشته باشم . بی بهانه عشق بورزم

اما خدا این کارا رو هم کردم

اما گفتن تو لوسی

نمی دونم شاید پر انرژی بودن و با محبت بودن رو با لوس بودن اشتباه گرفتم

یادم میاد که ........

نمی دونم چی بنویسم فقط می دونم

حال هیچی رو ندارم

خدا می خوام گریه کنم

بیام تو بغلت بخوابم

آخه مگه ما چی داریم که مغرور باشیم

 

فقط می دونم که خدا تو منو پروراندی

 

 

ممنونم از همه چی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 1:37  توسط انسان   | 

چند وقت بودم از خودم سوال می کردم که آیا خدا بی نیازه ؟ اگه بی نیازه چرا گفته ما مناجات کنیم و فقط خدا را بخوانیم و آیا به مناجات ما نیاز داره ؟

خیلی سر این موضوع کلنجار رفتم

تا اینکه به ذهنم رسید ، من که میگم بهم الهام شد :

خدا بی نیازه از همه چیز و ما نیازمند . به خودم گفتم اگه خدا به ما نیاز داره ، اگه همه ما انسانها هممون عبادتش نکنیم چی میشه ، ضرری به او میرسه ؟ یا نه به ما ضرر میرسه ؟ تا اینکه فهمیدم من نیازمند خدام . فقط یه کمی پر رو شده بودم و یادم رفته بود از کجام وکیم ؟ یادم رفته بود از یه نطفه ، از خاک ، از .... آفریده شدم و هیچی نداشتم حالا که او همه چی بهم داده و من رو بزرگ کرده دارم سر کشی می کنم . فهمیدم من هنوز خودم رو و خدای خودم رو نشناختم و اینکه اگه بشناسم او را ، فقط او را شایسته ستایش می دانم و می فهمم فقط اونه که همه چیز داره

می دونی شاید این سوال من از حرف یه مداح شروع شد که تو مناجاتش از یکی نقل می کنه خدا به ما نیاز داره و به مناجات ما . اما من با خودم فکر کردم و فهمیدم خدای من از همه چی بی نیازه شاید سوال من که یه کمی برام گنگه سر موضوع آفرینش هست

که من برای چی آفریده شدم

شاید اگر این رو بفهمم همه چی حل شه نمدونم ولی همینقدر می دونم که خدا خیلی بزرگه این قدر کریمه که اگه لطف و کرمش رو بدونی و بزرگیش رو بدونی عاشقش میشی و می بینی در عین بی نیازیش داره بهت کمک می کنه . می فهمی که خدا بینیازه و همینقدر رو می دونم که خدا از هر لحاظ بی نیازه . این رو بهم ثابت کرده .

آقای قرائتی در جواب این که خدا به نماز و ... ما نیاز داره می گه "  به تو میگن خونت رو رو به خورشید بساز بهتره . حالا تو بیا و لج کن و بگو من پشت به خورشید میسازم . خب بساز کی ضرر میکنه ؟ تو . به خورشید ضرری میرسه ؟ "

من پیش خودم گفتم خب آره ضرر میرسه . یکی از اونایی که باید رو بهش خونه بسازن کم شده

اما باز فکر کردم . فهمیدم خب کم شه . ضررش رو من میبینم نه اون .

خدا دوست دارم

کمکم کن و فکرم رو باز کن تا بهتر درکت کنم و بشناسمت و بفهمم کی هستی و بهتر بگم بفهمم کجا هستم و گردنکشی نکنم و مغرور نشم  

                                                        عاشقتم خدا  

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 7:19  توسط انسان   | 

به نام خدا

 

 از امروز کارم رو در وبلاگ شروع می کنم

 

به امید خدا

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 23:24  توسط انسان   |